مدتیه که دارم فکر میکنم... به یه مطلب جدید... به یه پست تازه! ولی... ذهن آشفته و بیمارم... حتی یک لحظه آروم و قرار نداره...نمیتونم تمرکز کنم... نمیدونم چی میخوام..نمیدونم چم شده!
دارم بازی میکنم... زندگیم شده یه جومانجی بزرگ!! تاس رو میندازم... چند تا خونه میرم جلو! یه بلا نازل میشه...هراسون دوباره تاس میندازم... اونقدر که بازی اجازه میده... میرم جلو... یا حتی عقب... باز یه بلای دیگه یه شوک دیگه... یه کوفت دیگه!! کی تموم میشه؟ کی میتونه بگه من برنده ام یا بازنده؟! اصلا برنده بودن یعنی چی؟ کی میگه کی برنده است و کی بازنده؟
وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود،
میگوید: "اشتباه کردم"
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود،
میگوید: "تقصیر من نبود"
برنده میگوید: "بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم"
بازنده میگوید: "هیچ کس راه حلی را نمیداند"
برنده،
میداند به خاطر چه چیزی پیکار کند،
و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده،
آنجا نباید سازش میکند
و به خاطر چیزی که ارزش ندارد،
مبارزه میکند!
برنده،
گوش میدهد.
بازنده،
فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است.
برنده،
به افراد برتر از خود احترام میگذارد
و سعی میکند از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده،
از افراد برتر از خود،
خشم و نفرت داشته، و در پی یافتن نقاط ضعف آن هاست.
برنده،
میداند که اگر به مردم فرصت داده شود مهربان خواهند بود.
بازنده،
احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود،
نامهربان خواهند بود!
برنده،
از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده،
از ترس مرتکب شدن اشتباه
اقدام به هیچ کاری نمیکند.
برنده،
در عین حال که تعصبات خویش را میپذیرد،
تلاش میکند در هنگام قضاوت کردن
بر این تعصبات غلبه کند.
بازنده،
منکر وجود هرگونه تعصب در خود است
و بنابراین در سراسر عمر،
اسیر تعصبات خویش خواهد بود!
برنده،
ارزش های اخلاقی را،
به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی میشناسد.
بازنده،
چون در باطن برای ارزش های اخلاقی احترام اندکی قایل است،
بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند.
برنده،
دیگران را نکوهش میکند ولی آنان را میبخشد.
بازنده،
چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست
و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم ، نیست!
برنده،
هر امتیازی را که بتواند بدهد، میدهد
جز اینکه اصول بنیادی خود رافدا کند.
بازنده،
به خاطر هراس از دادن امتیاز،
به لجاجت خود ادامه میدهد،
و اصول بنیادیش رفته رفته از بین میرود.
برنده،
تا دم مرگ
بیش از آنچه میگیرد، میدهد.
بازنده،
تا پای جان از این توهم دست برنمیدارد که،
پیروزی یعنی بیش از آنچه میدهی، بستانی...
پ.ن 1:
برندگان و بازندگان نوشته سیدنی. جی . هریس رو بخونید! آدم موقع خوندنش تازه میفهمه که یه جاهایی برنده است و یه جاهایی هم بازنده!
پ.ن2:
گاهی حتی اگه بدونی که این کار یه بازنده است... اما دلت میخواد زمان متوقف بشه... دیگه بازی نکنی... فقط بشینی و تماشا کنی...چون حس مبارزه کردن هم از بین رفته...حس تاس انداختن... حس ادامه دادن... من بازی رو واگذار میکنم... (سه که رقمی نیست! هزار هیچ به نفع شما!) ... میشه تموم بشه!!
|