چند سالی میشود که تلوزیون هر بار و به هر بهانه ای سریال های مناسبتی تحویل مردم میدهد. نمیتوانم بگویم که دقیقا از چه سالی شروع شد. اما در مورد ماه محرم، شب دهم بود که فتح بابی شد. همزمانی محرم آن سال با عید نوروز، باعث شد که دست اندرکاران به فکر ساخت سریالی بیافتند که شب های نوروزی مردم را پرکند و در عین حال، حال و هوای محرم را هم داشته باشد. استقبال مردم از آن سریال باعث شد که محرم هر سال یک یا چند سریال مناسبتی داشته باشیم که هیچکدام نتوانستند موفقیت شب دهم را تکرار کنند. اما... امسال شبکه دو، سریال پریدخت را پخش میکند. نام لیلا حاتمی و علی مصفا را که میشنوم، میتوانم حدس بزنم که باید کار خوبی باشد. وسواس این دو در گزینش کار، خصوصا در تلوزیون این نوید را میدهد و بعد سامان مقدم. سامان مقدم اولین فیلمش (سیاوش ) را در سال 77 ساخت. پارتی، مکس، کافه ستاره و صد سال به این سالها کارهای بعدی او هستند که به غیر از مکس و آخری بقیه را دیدم. سیاوش و پارتی و حتی مکس در زمان اکران از فروش خوبی برخوردار بودند ولی من خصوصا دو فیلم اول را علی رغم ساخت خوب و حرفه ای ، از آن دسته فیلم های سیاست زده میدانم که تاریخ مصرف دارند. مکس را ندیدم و اظهار نظر نمیکنم. اما کافه ستاره را نقطه عطفی در کارنامه مقدم میدانم و به شدت دوستش دارم. حالا این کارگردان کافه ستاره، فیلم محبوب من است که با سریالی تاریخی و پر ستاره بازگشته است. رامین عباسی زاده که پیشتر با تهیه سریال پرمخاطب «او یک فرشته بود» توانست نظر بسیاری را جلب کند، این بار نیز با انتخاب عوامل «پریدخت» و رعایت سکوت خبری درباره داستان مجموعه فوق کنجکاوی های متعددی را برانگیخته است. طرح اولیه فیلمنامه این مجموعه از عباسی زاده است که احمد رفیع زاده فیلمنامه نهایی آن را نوشته است. موسیقی سریال هم از دیگر نقاط قوت آن است. و کاملا در خدمت روند داستان بوده و در انتقال حس به بیننده موفق عمل کرده است. موسیقی پریدخت را آریا عظیمی نژاد ساخته است. او نه از آن دسته جوان هایی ست که یک شب ره صد ساله میروند، که از هنرمندانی است که آهسته و پیوسته طی چندین سال توانسته جایگاه خودش را پیدا کند. در مورد مضمون سریال اینگونه خواندم که:زندگی پریدخت در سه مقطع تاریخی نشان داده میشود: سال 1314 که اولین مقطع زندگی اوست، بعد پریدخت را در سال 1320 میبینیم، زمانی که رضاشاه تبعید میشود و محمدرضا جای او را میگیرد و بعد پریدخت را 14 سال بعد یعنی دوران بعد از کودتای 28 مرداد در سال 1334 میبینیم. راستش تا این لحظه گریم کار را چندان نپسندیدم. نمیدانم مهری شیرازی چطور میخواهد از پس این سه مقطع زمانی آن هم روی صورت ساده و بچه گانه لیلا حاتمی بر بیاید. تا امروز که 5 قسمت از این سریال را دیده ام، آن را قابل توجه میدانم ولی متاسفانه چیزی در مورد سریال های پر مخاطب ایرانی است که اغلب پایان بندی مناسبی ندارند. گاه کارگردان به خاطر اجتناب از به اصطلاح هپی اند چنان پایان تلخ و بی منطقی رقم میزند که ببینده را دچار سرخوردگی میکند و یا برعکس به خاطر رضایت مخاطب به پایان خوش و سر هم بندی رضایت میدهد. این ها را گفتم که بگویم با اینکه تا این قسمت از سریال لذت برده ام، اما تا آخرین قسمت نمیشود راجع به کل ماجرا نظر داد. با این حال شما آن را ببینید. بازی ها روان و باور پذیرند. شخصیت پردازی ها خوب کار شده اند و سامان مقدم هم کارش را بلد است... .
پ.ن: اینکه الان یکجور پز روشنفکری مد شده است و آن هم مذهب گریزی است... باعث نمیشود که به این شب ها احترام نگذارم. و دقیقا به همین دلیل از خانه خارج نمیشوم!! هیچ دوست ندارم به خیل عظیم گناهکاران عزادار نما!! بپیوندم. میدانم همه آن هایی که اینطور دم از بی خدایی و بی مذهبی میزنند، دست آخر در اوج استیصال به یکجا وصل میشوند... همان خدایی که آن بالا هست و بوده و خواهد بود. حالا اینکه چقدر از این دین گریزی را مروجین مذهبی ما باعث بوده اند، من هم میپذیرم... در وبلاگ فرشید عزیز شعر قشنگی خواندم... به شدت تاثیر گذار بود. چند بیتش را برایتان مینویسم. بقیه اش را اینجا بخوانید:
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
|